تبلیغات
♦ققنوس♦

♦ققنوس♦
ده روزه مهر گردون،افسانه است وافسون
قالب وبلاگ
پس از انقلاب شکوهمند اسلامی یکی از مناقشات دولتمردان امریكایی، ناتوانی «سیا» در پیش‌بینی و ارزیابی تحولات ایران بود، در حالی که بیش از ۴۰ هزار کارشناس، مستشار و عناصر اطلاعاتی امریكا در آستانه انقلاب و در خلال آن در ایران فعال بودند.
از این گذشته، امریكا پایگاه‌های متعدد استراق سمع و جاسوسی در نقاط مختلف ایران و به ویژه در مرزها نصب کرده بود و رژیم شاه به عنوان ژاندارم امریكا در خاورمیانه بوده و سفارت امریكا در تهران به عنوان مهم‌ترین پایگاه جاسوسی آن کشور ظاهراً از موقعیت تثبیت شده‌ای برخوردار بود. 
رهبران «سیا» در پاسخ به این انتقادات، حرف‌های استانفیلد ترنر، رئیس وقت «سیا» را بازگو می‌کردند که تنها منبع موثق اطلاعاتی «سیا» از اوضاع ایران، ساواک بوده و شکست «سیا» در پیش‌بینی حوادث ایران به خاطر اعتماد به ساواک بوده است. 
در ماه دی ۱۳۵۷ قبل از فرار شاه از کشور و زمانی که امریكا از سقوط او مطمئن شده بود، روزنامه واشنگتن پست، مجادله میان «سیا» با مقامات سنا را چاپ کرد که طی آن آمده بود بعد از اینکه معلوم شد بر اثر روابط نزدیک سازمان (سیا)ی امریكا با سازمان (ساواک) ایران، سازمان سیای امریكا نتوانست از احساسات و عقیده مردم اطلاعی صحیح به دست بیاورد و رئیس‌جمهور امریكا را به‌موقع مطلع کند و مشخص شد که ساواک اطلاعات نادرستی را در اختیار سیا قرار داده بود، نارضایتی رئیس‌جمهور و سنای امریكا از ناکارآمدی سیا بالا گرفت. 
سیا در پاسخ به انتقادات آنان اظهار داشت که حکومت ایران از دوستان نزدیک امریكا بود و با آنها پیمان اتحاد دفاعی منعقد کرده بود و در نتیجه باید اطلاعات خود را از طریق ساواک که یک مؤسسه اطلاعاتی رسمی بود کسب می‌کردیم. کشور ایران یک کشور دشمن نبود که ما برای کسب اطلاعات از اوضاع آنجا به منابع غیر‌رسمی یعنی به افراد و دسته‌ها مراجعه کنیم و اگر این کار را می‌کردیم، موجب نارضایتی حکومت ایران می‌‌شدیم. ما نمی‌توانستیم در یک کشور دوست با مخالفان او ارتباط بگیریم. ساواک هم پیوسته ما را مطمئن می‌ساخت که کاملاً بر امور مسلط است، هیچ خطری، رژیم شاه را تهدید نمی‌‌کند و مخالفت علما هم چندان حائز اهمیت نیست. 
به هر حال اعضای کنگره از توضیحات سیا قانع نشدند و کمیسیون از وزارت امورخارجه امریكا با شرکت چند نفر از سناتورها تشکیل شد تا معلوم شود چرا سازمان سیا که در ایران عده زیادی از عوامل خود را در سطوح مختلف به کار گمارده بود، نتوانست وقایع ایران را پیشگویی کند؟ 
به هر حال امریكا برای دستیابی به اهداف سیاسی و جاسوسی خود در ایران، غیر از به‌کارگیری ساواک به عنوان یکی از مخوف‌ترین سازمان‌های امنیتی جهان و تجهیز اطلاعاتی و ابزاری آن، با تشکیل پایگاه‌های جاسوسی هم کل منطقه و به‌ویژه فعالیت‌های نظامی و موشکی شوروی را رصد می‌کرد. این پایگاه‌ها که با موافقت حکومت ایران و طی سال‌ها نصب و راه‌اندازی شدند، بسیار پیشرفته و گرانبها بودند، اما نتوانستند در برابر سیل خروشان ملت ایران، کاری از پیش ببرند و این همان رمزی است که مستكبران نفهمیدند و هنوز هم از درک آن عاجزند. 
یکی از دلایلی که امریكا برای ایجاد پایگاه‌های جاسوسی در ایران تلاش می‌کرد، مبارزه اطلاعاتی و جاسوسی با کا.‌گ.‌ب شوروی بود. استان‌های شمالی ایران که با شوروی هم‌مرز هستند، بهترین موقعیت را برای جاسوسی امریكا فراهم می‌آوردند، از همین روی، سیا پس از ۲۸ مرداد ۳۲، دستگاه‌های پیشرفته استراق سمع خود را در استان‌های شمالی ایران راه‌اندازی کرد تا از این طریق بتواند فعالیت‌های جاسوسی، نظامی و موشکی شوروی را رصد کند و لذا در سال ۱۳۳۴ نخستین دستگاه‌های استراق‌ سمع خود را در آنجا نصب کرد و بدین ترتیب بسیاری از مأموران سیا رسماً وارد ایران شدند و فعالیت‌های خود را آغاز کردند و بدین ترتیب، ایران تبدیل به استراتژیک‌ترین و حساس‌ترین نقطه تحت اختیار و کنترل امریكا و سیا در جهان شد تا از آنجا بتواند به اهداف اطلاعاتی و جاسوسی خود دست یابد. مهم‌ترین پایگاه‌های جاسوسی سیا در شمال ایران در صفی‌آباد بهشهر، کبکان خراسان و پارس‌آباد مغان، مجهز به پیشرفته‌ترین تجهیزات و دستگاه‌های 
اطلاعاتی ـ جاسوسی دوره خود بودند. 
سپهبد هاشم برنجیان که پس از انقلاب محاکمه شد، در‌باره پایگاه جاسوسی سیا در صفی‌آباد بهشهر می‌گفت: فرمانده نیروی ‌هوایی به من گفت که شاه، باغ شخصی خود را در صفی‌آباد بهشهر به «سیا» داده تا از آنجا به عنوان پایگاه جاسوسی علیه شوروی استفاده کند. همچنین قرار بود نیروی‌هوایی هر سال حدود ۲۵۰ نفر را به عنوان دانشجو به آنها معرفی‌کند و نیز قصد داشت افراد قابل اعتمادی را برای حفاظت امریكایی‌ها به بهشهر بفرستد. او عده‌ای کارگر و پرسنل را برای کارهای خدماتی و حفاظتی اعزام کرده بود، ولی کارهای اصلی را خود امریكایی‌ها انجام می‌دادند. کاملاً آشکار بود که آنها برای انجام این کارها از شاه اجازه گرفته بودند، زیرا آنجا ملک شخصی او بود و ربطی به نیروی‌هوایی نداشت. از ضد اطلاعات نیروی هوایی هم کسی به آنجا نرفته بود و هر بار که لازم بود یک غیرنظامی می‌آمد و نیازهای پایگاه را به اطلاع او می‌رساند و او هم به مسؤلان پست‌های مختلف منعکس می‌کرد تا تهیه کنند. این افراد غیر نظامی دو یا سه سال یک ‌بار تغییر می‌کردند. 
سپهبد برنجیان فقط نقش واسط را بین فرماندهی نیروی ‌هوایی و پایگاه‌ها بازی می‌کرد و هرگز رابطه مستقیمی با امریكایی‌ها نداشته و مستشاری با او ارتباط نداشت. پایگاه‌های امریكایی‌ها در بهشهر و کبکان به‌قدری عظیم بودند که می‌شد آنها را از ۱۲ کیلومتری مشاهده کرد. 
ویلیام سولیوان نصب دستگاه‌های جاسوسی در شمال ایران را موفقیتی بسیار بزرگ‌ برای سیا و امریكا در ایران می‌دانست، زیرا برای امریكا این امکان وجود داشت که فعالیت‌های نظامی، موشکی و جاسوسی شوروی را در عمق خاک آن کنترل کند و اطلاعات لازم را به دست آورد. 
اسنادی که بعدها از سفارت امریكا به دست آمد نشان می‌دهد که امریكا همواره نگران خطرات ناشی از فعالیت پایگاه‌های جاسوسی خود در ایران بوده، اما از سوی دیگر سعی داشت پایه‌های حکومت شاه را که دربست در اختیار او بود و خواسته‌هایش را در ایران و منطقه تثبیت می‌کرد، تقویت و تضمین کند. 
امریكا غیر از شمال ایران در مناطق استراتژیکی چون بندرعباس و چابهار هم دستگاه‌های استراق سمع و جاسوسی نصب کرده بود و در نظر داشت در سال‌های آینده، فعالیت‌هایش را در سایر نقاط استراتژیک ایران هم دنبال و ایران را یکسره تبدیل به پایگاه جاسوسی اطلاعاتی خود کند که خوشبختانه قیام شکوهمند مرد ایران چنین مجالی را به او نداد و همین یک نکته برای اثبات علت دشمنی عمیق و مستمر امریكا با ایران کافی است. 
مردم ایران از مدت‌ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به حضور امریكا در نقاط مختلف کشور حساس شده بودند و واکنش نشان می‌دادند. مایکل لدین از اعضای برجسته سفارت امریكا در تهران که فعالیت عمده‌اش در زمینه فعالیت سیا در ایران بود، دلیل اصلی امتناع از نصب دستگاه‌های استراق سمع امریكا در نقاط دیگر ایران را هراس از تحریک احساسات ضدامریكایی ایرانی‌ها می‌دانست. 
اداره کل چهارم ساواک مأمور حفاظت و مراقبت از رادارهای جاسوسی امریكا بود که در واقع از این طریق به بخشی از تعهدات بی‌شمار خود به سیا و موساد عمل می‌کرد. در آستانه پیروزی انقلاب، برخی از نشریات افشا کردند که مرکز جاسوسی سیا به نام مک آفیس در فرودگاه مهرآباد کشف شده است و پس از پیروزی انقلاب این پایگاه‌ها به دست نیروهای انقلابی افتاد. خبرگزاری فرانسه در ۱۲ اسفند ۱۳۵۷ در این باره نوشت: 
امریكایی‌ها با از دست دادن پایگاه‌های استراق سمع در شمال ایران، با شکست بزرگی مواجه شده‌اند. منابع امریكایی گفته‌اند قبل از آنکه ۲۰ کارشناس امریكایی با یک هواپیمای ارتش ایران این پایگاه را به مقصد تهران ترک کنند، تجهیزات الکترونیکی ۵۰۰ میلیون دلاری این پایگاه را منهدم کرده‌اند. امریكایی‌ها از این پایگاه که در ۶۰ کیلومتری مرزهای شوروی قرار داشت، برای ضبط علائم رادیویی مرکز فضایی شوروی در «بایکونور» استفاده می‌کردند. از بین رفتن این دو دستگاه استراق سمع، سرویس‌های اطلاعاتی امریكا را در ردگیری موشک‌های شوروی با مشکل بزرگی روبه‌رو كرد. 
اخبار حاکی از آن بودند که فعالیت‌های جاسوسی برخی از پایگاه‌های سیا در ایران ادامه دارد، از جمله روزنامه هرالد تریبون چاپ پاریس نوشت هر چند کارشناسان امریكایی پایگاه‌های جاسوسی امریكا در بهشهر ـ که یکی از هفت پایگاه جاسوسی امریكا در نزدیکی مرز ایران و شوروی و مأموریت آن ردیابی پرتاب موشک‌های شوروی است ـ ایران را ترک کرده‌اند، ولی دستگاه‌ها طوری تنظیم شده‌اند که کار جاسوسی امریكایی‌ها در این پایگاه همچنان ادامه دارد. 
لازم به ذکر است که با خروج امریكایی‌ها این پایگاه به دست افراد مسلح کمیته امام افتاد. روزنامه کیهان هم در آن روزها گزارش داد که یک پایگاه مخفی جاسوسی امریكا و اسرائیل که تحت پوشش یک شرکت ساختمانی کار می‌کرد، در منطقه پارس‌آباد مغان در ۳ کیلومتری مرز ایران و شوروی کشف شده است. کارشناسان امریكا و اسرائیل پیش از ترک این پایگاه جاسوسی اسباب و لوازم پیچیده آن را تخریب کرده بودند. دستگاه‌های این شبکه که رادارهای قوی داشت، شب‌ها به کار می‌افتاد و به گردآوری اطلاعاتی درباره فعالیت‌های داخل خاک شوروی می‌پرداخت. 
پس از پیروزی انقلاب ‌اسلامی پایگاه‌های جاسوسی سیا در ایران تا دوسه ماه نخست‌ پیروزی انقلاب ‌اسلامی برچیده شدند. امریكایی‌ها در اواسط فروردین ۱۳۵۸ صراحتاً اعلام کردند که دوران فعالیت‌های جاسوسی و اطلاعاتی آنها در ایران تمام شده و آنها قصد دارند این پایگاه‌ها را در ترکیه راه‌اندازی کنند. سپس اعلام شد که امریكا پایگاه‌های جاسوسی خود بر ضد شوروی را در قبرس مستقر می‌کند و در این زمینه با مقامات انگلیسی که در قبرس نفوذ داشتند، به توافق رسیده‌اند.
منبع :جوان آنلاین



طبقه بندی: سیاسی، 
[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 07:37 بعد از ظهر ] [ امیرحسین احمدی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بهترین وبلاگ،فرهنگی تفریحی سیاسی آموزشی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب